صفحه نخست | سیاسی | اجتماعی | اقتصادی | ورزشی | تماس با ما | پیوندستان | درباره ما
دکتر روهام قلیچی
داود مبارکی
ایمان رنجکش
حمید منصوری
صاحب مقصودی
بهنیا ثابت رفتار
محمدرضا ربانی
کدخبر:
22190
تاریخ انتشار:
۱۴ مهر ۹۵
چاپ
1 نظر
چاپ
نام نویسنده
:
حمید منصوری

گیلان نو: نیازی به مقایسه نیست! وقتی همه چیز خوب پیش می رود قطعا خیانتی به نویسنده صورت نگرفته و تغییرات کوچک به حفظ اصالت اثر کمک کرده است.

نور ضعیفی روی صحنه می تابد و پیر مرد نحیف خیره به ما نگاه می کند. گویی او می خواهد بازی ما را ببیند و پس از نا اُمیدی از تماشاگران به مرور خود می پردازد. اولین نشانه های تئاتر ابزورد آشکار می شود، گریم اغراق شده، کفش های بدون بند و شلوارک چسبیده به تن! شیب صحنه سقوط انسان را فریاد می زند، انسانی که با گذشت زمان تنزّل می یابد و هرگز رو به رشد نیست. تقی زاده و بکت در کنار هم به پوچی معنی بیشتری می بخشند. مگر نه اینکه بکت می گوید: “پوچی عدم ارتباط است!”  پس پیر مردی که کراپ نام دارد باید با همه چیز بیگانه باشد: کلیدِ در دست، کشوهای میز، خود میز و جعبه های روی آن، موزهایی که می خورد و حتی زمینی که روی آن راه می رود.

در تئاتر ابزورد زبان رنگ می بازد و معنای خود را از دست می دهد. بنابراین کراپ حتی با ذره بین نمی تواند نوشته های کتاب را بخواند و وقتی می خواند، جفنگ می گوید. واژه ی پوچی از بیهودگی وجود انسان و اعمال او نشئت می گیرد، اینکه تمام امور زندگی شبیه به هم و تکراری اَند، کراپ نیز هر کاری را بیش از یک بار انجام می دهد.

گویی فراموش می کند و این فراموشی تصویری از حقیقتِ سرشتِ انسان است. انسانی که برای رسیدن به جاودانگی صدای خود را ضبط می کند اما بعد می فهمد که نمی خواهد جاودانه باشد. او در سی ونُه سالگی تمام اُمید های خود را از دست داده و انتظار هیچ موفقیتی را ندارد. از شنیده ها می فهمیم که در گذشته وضعیت بهتری داشته ولی خودش شرایط امروز را می پسندد. این تناقض ها به ساکن بودن زمان اشاره دارد. کراپ از ابتدا تا به انتها گرفتار یک وضعیت شده و آن رنج بودن است.

منتقدین نوشته اند که شخصیت های بکت با گناه متولد شدن درگیرند. به طور واضح می بینیم کراپ از اینکه به دنیا آمده پشیمان است و ناگزیر خود را گناه کار می داند.

بکت در مصاحبه ای گفته : “بهترین نمایشنامه ی ممکن، نمایشنامه ایست که فقط متن است و هیچ بازیگری در آن نیست ، من برای نوشتن چنان نمایشنامه ای تلاش میکنم.”  کراپ دیالوگ زیادی ندارد و اگر همان چند کلمه را حذف کنیم نمایشنامه ی ایده آل بکت شکل می گیرد! تقی زاده همه چیز را آنگونه که باید باشد ارائه می دهد.

همه چیز حرفه ای به نظر می رسد و ایرادی نمی توان گرفت. آخرین نوار کراپ، آخرین سطح یک نمایش است. چه چیز این اجرا می تواند بهتر باشد؟  بازیگری؟ گریم؟  طراحی صحنه و لباس؟  نور؟  نه اشتباه نکنید. تئاتر تقی زاده را با نمایش های شهرمان مقایسه نمی کنم که یک سر و گردن از آنها بالاتر است.

متر و معیار نگارنده اجراهای جهانی نمایشنامه ی بکت می باشد که کارگردان هم پای آنها گام برداشته  و چیزی کم ندارد. پس می توان در این شهر با همین بودجه و امکانات یک نمایش حرفه ای روی صحنه برد. وحید تقی زاده تئاتر حرفه ای کار می کند و مشغول آزمون و خطا نیست.  برخی می گویند: او اجراهای خارجی نمایش نامه ها را می بیند و کپی همان ها را روی صحنه می برد. من می پرسم چه کسی در دنیا این کار را نمی کند؟ مدعیان این فرضیه خود توانایی همین کار را نیز ندارند. تقی زاده به این نمی اندیشد که برای خنداندن مخاطب و جذاب کردن نمایش چه باید کرد.

او اصالت کارش را به حساب و کتاب های بازاری نمی فروشد که اگر می فروخت نمایش هایی تا این اندازه خاص کار نمی کرد. او بکت و برشت را دوست دارد و به هر قیمتی می خواهد از آنها حرف بزند. شاید به این گفته ی بکت خیلی معتقد است:  “وقتی هیچ کس جرئت شکست خوردن ندارد، هنرمند بودن به معنای شکست خوردن است!”  تقی زاده به سمت شکست پیش می رود تا هنرمند باشد، او به دنبال پیروزی نیست تا هنر را به فراموشی بسپارد. در این چند شب بیننده ی یک نمایش جهانی بودیم. تنها ایراد کار سقف سالن دکتر رحمدل بود که صدای باران را از خود عبور می داد. اگر سکوت صحنه با این صدا شکسته نمی شد به مراتب  فضای آخردنیایی نمایشنامه ی بکت بیشتر روی ما تاثیر می گذاشت.

ماندن کیوان خسرومرادی در نقش خود پس از اجرا ایده ی جالبی بود. فیلم نمایشی از هارولد پینتر را با کارگردانی خودش در تئاتر لندن دیده ام که همین اتفاق می افتد و بعضی از بازیگران آن پس از تشویق تماشاگران همچنان به بازی خود ادامه می دهند. ما انسان ها همه از هم یاد می گیریم و دائم در حال دریافت و انتقالیم. تقی زاده و گروهش با این دریافت و انتقال ، سطح سواد مخاطب را بالا می برند و او را از اتفاقات تئاتر روز جهان آگاه می کنند. باشد که نمایش هایی از این دست را بیشتر شاهد باشیم و به تشویق عوامل گروه های اینچنینی بپردازیم.


















پاسخ دهید
نشانی پست الکترونیک شما محفوظ خواهد ماند - وارد کردن نام، پست الکترونیک و وبلاگ اختیاری است

 
نام
پست الکترونیک
وبلاگ
نظرات خوانندگان
وحید شعبانی
سلام من زیر این مطلب کامنتی گذاشتم که درج نکردید. فاقد توهین و افترا بود.
سه شنبه، 20 مهر 139516:10:50
مخالفمموافقم
پاسخ به اين اظهار نظر
پاسخ دهید
نشانی پست الکترونیک شما محفوظ خواهد ماند
نام*
پست الکترونیک
وبلاگ

وحید شعبانی
سلام من زیر این مطلب کامنتی گذاشتم که درج نکردید. فاقد توهین و افترا بود.
سه شنبه، 20 مهر 139516:10:50
تحریریه گیلان نو
با سلام خدمت هنرمند عزیز و ارجمند؛ وحید شعبانی دوست داشتنی کامنت شما مشاهده شد، اما متاسفانه بجای گزینه «تائید» به اشتباه گزینه «حذف» زده و پیام تان که انتقادی بجا وکاملا فنی بود، حذف گردید. ضمن ابراز شرمندگی از حضرتعالی پوزش می خواهیم. امیدوارم پوزش مارا بپذیرید. مقدم_عضو تحریریۀ گیلان نو
جمعه، 23 مهر 13952:30:4
مخالفمموافقم
پاسخ به اين اظهار نظر
پاسخ دهید
نشانی پست الکترونیک شما محفوظ خواهد ماند
نام*
پست الکترونیک
وبلاگ

وحید شعبانی
سلام من زیر این مطلب کامنتی گذاشتم که درج نکردید. فاقد توهین و افترا بود.
سه شنبه، 20 مهر 139516:10:50
تحریریه گیلان نو
با سلام خدمت هنرمند عزیز و ارجمند؛ وحید شعبانی دوست داشتنی کامنت شما مشاهده شد، اما متاسفانه بجای گزینه «تائید» به اشتباه گزینه «حذف» زده و پیام تان که انتقادی بجا وکاملا فنی بود، حذف گردید. ضمن ابراز شرمندگی از حضرتعالی پوزش می خواهیم. امیدوارم پوزش مارا بپذیرید. مقدم_عضو تحریریۀ گیلان نو
جمعه، 23 مهر 13952:30:4
وحید شعبانی
مرسی آقای مقدم. مخلصیم.
پنجشنبه، 20 آبان 13953:2:57
مخالفمموافقم
پاسخ به اين اظهار نظر
پاسخ دهید
نشانی پست الکترونیک شما محفوظ خواهد ماند
نام*
پست الکترونیک
وبلاگ

کليه حقوق اين سايت متعلق به وبسايت خبري-تحليلي گیلان نو مي باشد و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.