صفحه نخست | سیاسی | اجتماعی | اقتصادی | ورزشی | تماس با ما | پیوندستان | درباره ما
محمدرضا قنبری
دکتر روهام قلیچی
داود مبارکی
ایمان رنجکش
حمید منصوری
صاحب مقصودی
بهنیا ثابت رفتار
کدخبر:
72316
تاریخ انتشار:
۲۳ خرداد ۹۵
چاپ
3 نظر
چاپ
دسته خبر
:
سياست

آرش شعاع شرق*/ چندی پیش حجت الاسلام والمسلمین ناصر رفیعی در جمع نمازگزاران حرم مطهر حضرت معصومه(س) به سفر یک روزه خود به گیلان اشاره و تصریح کرد: " برخی از خیابان‌ها با اروپا فرق نداشت، برخی با بی‌حجابی محض و لباس‌های نیمه عریان حضور داشتند، چرا باید وضع استان گیلان اینگونه باشد؟"

همین سخنان حجت الاسلام والمسلمین ناصر رفیعی سبب شد تا معدودی از چهره های سیاسی، اجتماعی و مسئولان گیلانی نسبت به آن واکنش نشان دهند و از حجت الاسلام رفیعی بخواهند تا از مردم گیلان عذرخواهی کند.

اما به راستی آنچه از سوی حجت الاسلام والمسلمین رفیعی در حرم حضرت معصومه سلام الله علیه مطرح شد و برخی به آن واکنش نشان دادند، چه میزان صحت داشت و آیا هدف جملگی آنها دلسوزی برای گیلان و تعصب بوده است؟

به عقیده راقم، منتقدین به اظهارات رفیعی دو دسته اند؛ کسانی که از روی تعصب و دلسوزی قلم به دست گرفتند و برخی دیگر که قصدشان موج سواری و خودی نشان دادن از این اتفاق بود.

 بدواً در خصوص راستی آزمایی اظهارات آقای رفیعی می توان به ریشه تاریخی این ادعا اشاره ای مختصر داشت و آن اینکه در طول یکصد وپنجاه سال گذشته اکثر قریب به اتفاق سیاحان خارجی از آدام اولئیاریوس و ژوبر و بولهر و منگونوف گرفته تا مادام کارلاسرنا و اورسل و مکنزی و ... و حتی گردشگران داخلی از گیلان به عنوان دروازه اروپا یاد کرده  و بر اروپایی بودن مردم این دیار به واسطه قرار گرفتن در مسیر جاده ترانزیت اروپا به پایتخت اذعان کرده اند.

بی شک از قرون گذشته و قبل از اکتشاف نفت در کشور  که گیلان قطب بزرگ تولید  ابریشم در ایران به شمار می رفت و به واسطه عبور و مرور تجار، سیاسیون و گردشگران خارجی، گیلانیان زودتر از هر نقطه ای دیگر از ایران با فرهنگ اروپایی آشنا شدند.

پس بی راه نیست اگر بگوئیم فرهنگ اروپایی در رفتار و سایر مسائل فرهنگی مردم گیلان تاثیر گذاشته است.

اما روی سخن با برخی افرادی است که صحبت از لکه دار گشتن حیثیت و جریحه دار شدن غیرت کردند!

همان فردی که جهت از میان برداشتن یکی از منتقدان خود، به زنی بی پناه و فقیر پول داده تا منتقد یاد شده را فریب داده و عملی خلاف عفت عمومی انجام دهد و از صحنه فیلم گرفته و در سطح ملی آن را توزیع کرده! حاشا به غیرتمندی تان!

خطاب به یکی از افرادی که دم از غیرت زدند و از انتقادی به این سادگی، که دروغ هم نبوده است، (مثلاً!!) خون در رگ غیرت شان به جوش آمد، لطفاً به مردم پاسخ دهند روز قبل از انتخابات برادر گرامی اش کجا و در چه وضعیتی مشاهده شد؟ ای کاش آن روز می مردیم و نمی دیدیم و نمی شنیدیم که چنین بی عفتی صورت گرفته است!!

آقای غیرت! چرا آن زمان رگ غیرت تان بالا نزد و سکوت اختیار کردید؟!

آقای غیرتمند! شما که قادر به اصلاح اطرافیان خود نیستید و آن قدر عاجز اید که نمی توانید مقابل فساد اطرافیان خود قد علم کنید، بهتر است صحبت از غیرتمندی و مردانگی نکنید که اگر غیرت و مردانگی از منظر شما این است، پس بی عفتی و بی غیرتی از نظرتان چه معنایی دارد؟!

*فعال رسانه ای گیلانی و سردبیر گیلان نو


















پاسخ دهید
نشانی پست الکترونیک شما محفوظ خواهد ماند - وارد کردن نام، پست الکترونیک و وبلاگ اختیاری است

 
نام
پست الکترونیک
وبلاگ
نظرات خوانندگان
بی نام
عالی بود.مثل همیشه
دوشنبه، 24 خرداد 13950:30:34
مخالفمموافقم
پاسخ به اين اظهار نظر
پاسخ دهید
نشانی پست الکترونیک شما محفوظ خواهد ماند
نام*
پست الکترونیک
وبلاگ

جمعي از كار كنان رسمي كار گري بهزيستي استان گيلان
جناب آقای انوشیروان محسنی بند پی ریاست محترم سازمان بهزیستی کشور سلام علیکم احتراماً به استحضار می رساند تعدادی از نیروهای فعال و کاردان در این اداره کل تحت عنوان رسمی کارگری مشغول به انجام وظیفه هستیم که اغلب دارای مدرک تحصیلی دانشگاهی بوده که متاسفانه مزایای مندرج در احکام کارگزینی و سایر مزایای جانبی از جمله بدی آب و هوا، محرومیت مناطق جنگی حق تحصیلات دانشگاهی و سختی کار و … شامل ما نمی شود. جالب اینکه چارت خالی سازمانی داریم که با توجه به سوابق و تخصصی که هر کدام از ما در مشاغلی که سالها در آن کار می کنیم و تجربه کافی را کسب نموده ایم. در اداره‌ای که در آن هستیم حتی اگر چارت خالی نیز نداشته باشد مسئولین محترم سازمان می‌توانند از مرکز درخواست پست جدید نمایند. حال این این سوال برای همه ما پیش آمده که ما واقعاً چه نوع استخدامی هستیم نه مثل کارگران مشمول قانون کاریم و نه مانند همکاران خدمات کشوری!نه مثل همکاران قرارداد معین ! موقع پرداخت پاداش پایان سال، عیدی ما باید اندازه مبلغ عیدی کارمندان رسمی باشد چونکه حقوق ما از محل بند (( و )) تبصره ۱۹ قانون بودجه و از طریق خزانه پرداخت می شود. اگر تفاوت ما از نوع بیمه باشد که نیروهای پیمانی و قرادادهای کار معین نیز بیمه تأمین اجتماعی می باشند! مسئولین باید به این امر مهم توجه داشته باشند که ما کارگر شرکتهای خصوصی و یا کارخانجات نیستیم بلکه ما به استخدام سازمانی کاملاً دولتی درآمده ایم. لذا جهت احقاق حقوق و پرهیز از تبعیض و ایجاد عدالت اداری ما کارکنان رسمی کارگری شاغل در اداره دولتی خواهان تبدیل وضعیت در قالب طرح از رسمی کارگری به رسمی کشوری و یا پیمانی می باشیم تا بتوانیم همانند کارکنان رسمی از قانون نظام هماهنگ و خدمات کشوری بهره مند شویم.این مشکل کلیه همکاران رسمی کارگری بهزیستی سراسر کشور می‌باشد.
دوشنبه، 24 خرداد 139514:17:50
مخالفمموافقم
پاسخ به اين اظهار نظر
پاسخ دهید
نشانی پست الکترونیک شما محفوظ خواهد ماند
نام*
پست الکترونیک
وبلاگ

بي نام
جناب آقاي شعاع شرق!عليرغم تمام هجمه هايي که هم در رسانه ها عليه شما هست،هم در محافل سياسي و نشست هاي سياسيون و فعالان مدني و هم شکايت هاي متعددي که ازتون شده و ساير مسائل و فشارهايي که نيازي به بيانش نيست،شهادمت و شجاعت و صراحت تون ستودنيه.در طول تاريخ سي وچند ساله انقلاب تا امروز در گيلان معدود افرادي بودند که اينطور شهامت و جسارت داشتند. البته کمي هم احتياط کنيد،اون افراد هم يا ديوانه شدند!يا فرار کرد از مملکت!يا بخاطر تندرويي هاي غير معقول به زندان رفتند و يا ساير مسائل.اينکه در گيلان 500رسانه مکتوب و مجازي فعاليت ميکنه و اينکه در اين 500رسانه حداقل 1000نفر فعال رسانه اي مشغول بفعاليت هستند شما با کمترين امکانات و تکيه بر استعداد ذاتي که خدا به شما عنايت کرده تبديل به يک برند رسانه اي در استان شديد رو بايد بفال نيک گرفت و از ظرفيت هاي رسانه اي تون در جهت درست استفاده کرد. کمي عميق تر ببينيد،از 30استان کشور در هر استان چند رسانه مشغول بفعاليته؟هيچ استاني مثل شما نداره بخدا.اگر در راه صحيح قدم برداريد همونطور که تابه امروز قدم برداشتيد،ميتونيد تبديل به يک "برند"در سطح کشور باشيد،کما اينکه همين الانش هم هستيد.از 30 استان که مطمئنآ بسياري از استانها از داشتن افرادي همچون شما محروم اند،اگر بخواهيم فارغ از تهران که ماجراش کاملا متفاوته،1 نفر هم داشته باشيم ميشه 30 نفر خبرنگار برند شهرستاني و استاني در کشور که از بين اينهمه رسانه و فعال رسانه اي در کشور ايران که خودش هزاران رسانه و شايد ميانگين از هر استان (500فعال رسانه اي) 15هزار روزنامه نگار و خبرنگار منهاي تهران جزء سي نفر اول بودن خيلي هنر ميخواهد. درود بر همت و درايت و زيرکي شما.فقط مراقب کارهاتون و قلم تون و تصميم هاتون و اطرافين تون و ساير موضوعات باشيد. حيفه که بخواهيد بي گدار به آب بزنيد.چقدر هم خوب ميشد که مسئولان گيلان از ظرفيت بالاي شما استفاده مي کردند و کار خدايي نکرده بجايي کشيده نشه که عطاي کار رسانه رو به لقايش ببخشيد.
جمعه، 4 تير 13954:8:32
مخالفمموافقم
پاسخ به اين اظهار نظر
پاسخ دهید
نشانی پست الکترونیک شما محفوظ خواهد ماند
نام*
پست الکترونیک
وبلاگ

کليه حقوق اين سايت متعلق به وبسايت خبري-تحليلي گیلان نو مي باشد و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.