صفحه نخست | سیاسی | اجتماعی | اقتصادی | ورزشی | تماس با ما | پیوندستان | درباره ما
محمدرضا قنبری
دکتر روهام قلیچی
داود مبارکی
ایمان رنجکش
حمید منصوری
صاحب مقصودی
بهنیا ثابت رفتار
محمدرضا ربانی
کدخبر:
22201
تاریخ انتشار:
۱۳ آذر ۹۵
چاپ
0 نظر
چاپ
نام نویسنده
:
سیدمحمد علوی

گیلان نو: با توجه به تعریف ، روستا یا ده ، قدیمی‌ترین واحد اجتماعی و تشکیلاتی و جایی است که در آن گروه‌هایی از مردم برای همکاری در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی گرد هم تجمع یافته‌اند. روستا اساس زندگی اجتماعی ایران را تشکیل می‌داد و اهمیت آن به اعتبار اینکه یک واحد تشکیلاتی در زندگی روستایست، می باشد.

و با تعریف دیگر به محدوده‌ای از فضای جغرافیایی که واحد اجتماعی کوچکی مرکب از تعدادی خانواده که نسبت به هم دارای نوعی احساس دلبستگی، عواطف و علائق مشترک هستند، در آن تجمع می‌یابند،روستا  اطلاق می گرددکه بیشتر فعالیت‌هایی که برای تأمین نیازمندی‌های زندگی خود انجام می‌دهند، از طریق استفاده و بهره‌گیری از زمین و در درون محیط مسکونی‌شان صورت می‌گیرد، در این واحد اجتماعی که اکثریت افراد ساکنان روستا به‌طور مستقیم یا غیر مستقیم به فعالیت در زمینه کشاورزی، دامداری، باغداری، صنایع روستائی یا صید اشتغال دارند.

امروزه توسعه روستایی باید با تفکر و هدف ریشه کنی فقر و با تنوع سازی اشتغال و ایجاد فرصت های درآمد زایی جدید و سهل الوصول برای روستاییان مد نظر قرار گیرد .همواره از گذشته به خصوص در کشورمان بیشترین مشکلات روستاها را نبود زیر ساختهای زندگی یا امکانات اجتماعی(شامل : خدمات آموزشی ،بهداشتی، آب آشامیدنی، مخابرات، امنیتی، دسترسی... ) می دانستند و دولت های مختلف از قبل از انقلاب و با سرعت و شدت بیشتری در دهه های اخیر با هدف آبادانی و عمران روستایی تلاش کرده و شاهد هستیم در این مناطق هزینه ها و فعالیت های  بسیاری صورت پذیرفت.
علیرغم فعالیت های صورت گرفته عدد و آمار بما نشان می دهد شهرنشینی و مهاجرت از روستا به شهرها در تمامی ادوار سرشماری وجود داشته است. مشکل اساسی و اصلی روستاها ، کمبود درآمد پایدار یا ضعف اقتصادی در روستاها به درستی دیده و مدیریت نشده  است و بنابر این همواره روند رو به رشد مهاجرت افراد جوان را از روستاها به شهرها شاهد هستیم . هر چند بعضاً در سنوات اخیر واژه مهاجرت معکوس به روستاهای خوش آب و هوا یا روستاهای سرزمین های پدری و مادری را از زبان مسئولین می شنویم ، باید عرض کنم این مهاجرت ربطی به توسعه اقتصادی روستا نداشته  و این مهاجرین بیشتر نقش ویلا نشین و خوش نشین را بازی کرده و با درآمدهای حاصل از زندگی و کار در شهر و شاید پس انداز برای دوران بازنشستگی به زندگی در مناطق روستایی روی آورده اند.
بر اساس آمار آخرین سرشماری در سال 1390جمعیت ایران به حدود  75150000 نفر رسید که  53,647000 نفر آن شهری و  21503000  نفر آن روستایی می باشند  یعنی چیزی حدود 4/71% جمعیت شهری و حدود 6/28% روستایی و عشایری می باشند.این عدد در دهه 1330 کاملا برعکس بود. استان گیلان با جمعیت 2480874 نفر که 3/60 % آن با یعنی 1495967 نفر شهرنشین و مابقی با در صد 7/39 و عدد 984907 نفر روستایی دارد.
نکته حائز اهمیت نتایج پژوهش نشان میدهد کسانی که در روستاها هستند از میانگین سنی بالا برخوردار و اکثرشان توانایی تولید کشاورزی را نداشته و شاید بیشتر شان زندگی خود را از طریق تحت پوشش بودن کمیته امداد و بهزیستی و دریافت مبلغ یارانه ماهیانه به سختی می گذرانند. اگر به همین روال نیم قرن اخیر و با نگاه بردن امکانات به روستاها پیش رویم و به امر درآمدزایی برای  روستاها توجهی نشود بهیچ وجه قادر به توقف امر مهاجرت نبوده و توسعه پایدار روستاها نخواهیم دید.
اگر قرار است فقط امکانات ببریم و این روستاییان با درآمد اندک فقط زنده باشند و در تولید ملی نقشی نتوانند ایفا کنند ، چه تفاوتی است که آنها در روستا باشند یا در شهرکهای اقماری اطراف شهری  یا آلونک های حاشیه شهرهای بزرگ؟  می بایست با ایجاد فرایندی منظم متشکل از دستگاههای اشتغالزا با تهیه بانک اطلاعاتی قوی و دقیق آماری با شناخت ظرفیتهای انسانی و طبیعی راههای جدید درآمدزایی روستایی را با تنوع مشاغل رونق داد.
مخصوصاً با توجه به محدودیت های سرانه عرصه های کشاورزی و همچنین محدودیت های آبی که در کلان کشور  وجود دارد ، باید بر مبنا قرار دادن مطالعات آمایش سرزمین ، از وضعیت موجود خود بنحوه بهینه ای استفاده کرد. بسیاری از محصولات به دلیل محدودیت زمین و هزینه های تولید ، شاید به تنهایی دیگر صرفه اقتصادی نداشته و نتواند زندگی یک خانوار روستایی را در طول یک سال تامین کند. در استان های شمالی می بایست ، با برنامه ریزی بر روی محصولات جدید باغی ؛ برای مثال همچون کیوی طلایی یا گیاهانی همچون زعفران و سایر محصولات دارویی یا  توسعه پرورش ماکیان و انواع ماهی ها ، سبد در آمد خانوارها را متنوع تر و پربارتر نمود، همچنین در کنار این فعالیت ها با توجه به ظرفیت های دیگر استان ضمن سرمایه گذاری در آموزش با توسعه و تولید و فروش انواع صنایع دستی  و محصولات غذایی وتوسعه خدمات گردشگری از جمله پذیرایی و اقامتی و طبیعت گردی و اگری توریسم و ژئوتوریسم و شاخه های مختلف توریسم طبیعی و فرهنگی زمینه ایجاد درآمد مداوم را در این بخش پایه گذاری و فراهم نمود.
با راه اندازی شبکه های زنجیره ای تولید صنایع کوچک خانگی (قطعات تولیدات صنعتی بزرگ )را با مشارکت زنان و مردان خانوار روستایی مدیریت کرده،راه بالاتر بردن در آمدهای روستاییان را فراهم نمود. البته نقش شرکتهای فروش و صادرات نباید در این میان مغفول بمانند.
تجربه بسیاری از کشورهای جنوب شرقی آسیا، شرق آسیا و آمریکای جنوبی و حتی اروپایی می تواند با بومی سازی که در آن صورت خواهد پذیرفت ، چراغ راه آینده باشد. موفقترین برنامه ریزی در توسعه روستایی در کشورهای همچون ، چین و هند شکل گرفته و در 4 دهه اخیر همواره این برنامه های کلان با طرح ریزی های محلی و با توجه به شرایط اقتصادی کشور و جهان  اصلاح و به روز می شود،در حال حاضر نقش عمده و پر رنگی به جهت درآمد و رشد اقتصادی این کشورها را به خود اختصاص داده است.


















پاسخ دهید
نشانی پست الکترونیک شما محفوظ خواهد ماند - وارد کردن نام، پست الکترونیک و وبلاگ اختیاری است

 
نام
پست الکترونیک
وبلاگ
کليه حقوق اين سايت متعلق به وبسايت خبري-تحليلي گیلان نو مي باشد و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.