صفحه نخست | سیاسی | اجتماعی | اقتصادی | ورزشی | تماس با ما | پیوندستان | درباره ما
محمدرضا قنبری
دکتر روهام قلیچی
داود مبارکی
ایمان رنجکش
حمید منصوری
صاحب مقصودی
بهنیا ثابت رفتار
محمدرضا ربانی
کدخبر:
22203
تاریخ انتشار:
۱۷ آذر ۹۵
چاپ
0 نظر
چاپ
نام نویسنده
:
داود مبارکی

گیلان نو: هويداست كه چشم انداز قیمت نفت رو به رشد خواهد بود؛ ٢ سال از افت فاحش قيمت نفت ميگذرد در آن برهه افزایش تولید چند کشور عربی با استدلال مقابله با نفت شیل آمريكا و کاهش تقاضا از دلايل افت قيمت بود و امروز ديپلماسى قوى نفتى دولت و مجموع شرايط جهانى قيمت نفت را در شيب رشد قرار داده است.

در كوران كاهش قيمت، کشور دوره تحریمی سختی را میگذراند. آنروز پرسش اين بود كه بر سر اقتصاد ایران چه خواهد آمد؟ در میان انواع و اقسام ژست ها, شکلی از اضطراب هویدا بود. برداشت من از آن شرايط سخت حکایت نوزادی که نفت خورده و حال زمان از نفت گرفتنش است بود.

در اين ٢ سال دولت و ملت دوره سختى را گذراند و تحولات مثبتى هم بخصوص در ساختمان بودجه نويسى رخ داد. حال زمان اینست که اين نوزاد بزرگ شود؛ و غذای بزرگسالان جهانی توسعه را بخورد. ایران در عرصه توسعه در نوزادی مانده و مراحل رشد را که گاه با درد همراه است را نچشیده است. درد بسیار چشیده اما آن درد, دردِ توسعه نبوده است. توسعه درد دارد مانند درد زایمان.
خوراک یک دولت توسعه یافته چیست؟ مالیات است. حزب پیروز در انتخابات قدرت را در اختیار میگیرد تا برنامه های توسعه ای مدل خودش را که بهتر از رقیب میداند پیاده کند. در آلمان سوسیال دموکراتها در انتخابات شرکت میکنند و مردم به مدل اقتصادی و برنامه های شان رای میدهند و اگر قدرت را بدست گیرند به عدد نرخ مالیات دست میبرند اگر دموکرات مسیحی ها قدرت را بدست گیرند با مالیات اخذ شده اولویتهای برنامه های خود را پیاده میکنند. مطبوعات و جامعه مدنی فعالترین ناظرین بر عملکرد دستگاه سیاسی هستند و مسئله آنجا شفافیت و رقابت است. آنجا شهروند را شهروندِ مالیات پرداز میخوانند و دولت وامدارِ ملت است و پاسخگو به مردم.

اما بیش از ۱۰۰ سال از کوشش ایرانیان برای بناکردن آرمانشهر ایران میگذرد و هنوز در مسائل ابتدایی اقتصاد ملی وامانده ایم و ساده ترین پاسخ را به “نفت” احاله داده ایم. من هم اینجا در پی تقلیل بحث کندی پروژه توسعه در ایران به اتکاء دولتها به نفت برآمده ام. امید و هیجان و نوستالژی موتور انرژیک تحول طلبی اند و من در آن روز از افت قیمت نفت, از فشارهایی که خود در کنار مردمم آنها را حس ميكردم و ميكنم به هیجان آمدم و امیدم به زندگی بسیار بیشتر از زمانى بود که قیمت نفت تکیه به ١٥٠ دلار در هر بشکه میزد.

بحث من “اجبار ملی” است که این ترکیب لغوی را بسیار بیشتر از “عزم ملی” دوست دارم. این اجبار ملی است که دولت جدید را سر کار آورد این اجبار ملی است که دولت را بسمت ایجاد اصلاحات در سیاست خارجی و برداشتن موانع توسعه در ایران واداشت.

بودجه تقدیمی دولت در سالهاى اخير به مجلس شاهد رشد چشمگیر درآمدهای مالیاتی بخصوص از محل رشد پایه مالیاتی است. افزايش قیمت نفت حتما بدنبال خود افزايش بودجه پروژه های عمرانی را دارد و تبعات دیگری که با خود فشار و رکود گذشته را ميكاهد اما در درازمدت الگوی مدیریتی ایران بايد از درون تغییر كند یعنی امیدوارم که تغییر كند. الگویی که باید در پی کارآمدی, کاهش اندازه دولت, رشد سرمایه گذاری خارجی, رشد بخش خصوصی, انحصارزدایی, شفافیت افزایی و کاهش فساد باشد. و این همان دوره گذاری است که همیشه از آن سخن در میان بود اما هیچوقت نمیگذشت! همیشه مشکلات از فاصله طبقاتی, ضربات پی در پی به تولید داخلی, فساد اداری, تورم و رکود و بیکاری با ما عجین بود اما دولت با مسکن نفتی اقتصادِ بیمار ایران را التیام موقت میبخشید اما هیچکدام از المانهای توسعه روبه بالا نمیرفت. و باز سیکل خراب توسعه نیافتگی علائمش را نشان میداد؛ بیکاری و تورم و رکود افزایش, منابع آب کاهش, خام فروشی افزایش, کارآمدی کاهش, فساد و فاصله طبقاتی و رکود افزایش, تولید و صادرات و ارزش پول ملی و سرمایه گذاری خارجی و شفافیت و رقابت پذیری کاهش می یافت.

دولت هم به انحاء مختلف با نفتی که در جیب داشت بسته های رنگارنگ میداد و از چشم اندازهای آرمانی سخن میگفت اما باز در به همان پاشنه تاریخی میچرخید. اما بواقع امروز علائم روشنتری به چشم می آید که اجبار حاصل از فشارهای درونی و بیرونی همه را به “علم اقتصاد” متوجه ساخته و حال بعضی صداها شنیده میشود, بعضی حرفها گفته میشود برخی مسئولیتها پذیرفته میشود و دیگر در بودجه برخی امتیازات ویژه ای ندارند که مالیات ندهند.

از اینروست که در میان همه ی نگرانی ها من امیدوارم و به کشورم میبالم کشوری که در این منطقه طوفان زده سرافراز ایستاده و به همه شهروندان کشورم امیدوارم که آغوش خود را بسوی این برگ جدید از تاریخ ایران خواهند گشود. برگ جدیدی از تاریخ ایران که کار و خلاقیت, مغز و ید جای نفت بدبو را بگیرد. برگ جدیدی که در چشم اندازش “حق” و “مسئولیت” و “توسعه” رنگ جدیدی بخود گیرند.

اين نفت بدبو حاصل فرآيندهاى چند ميليون ساله است كه نبايد به اين بباليم كه ميتوانيم تا فلان مقدار از اين ثروت بى مانند و بين نسلى برداشت كنيم و خام بفروشيم. دكتر نوبخت مغز اقتصادى دولت تدبير و اميد كه دانشمند علم اقتصاد است در نوشته هايش بروشنى راهكارهاى جدايى اقتصاد ايران از نفت را رمزگشايى كرده و در اين سالها در تنظيمات بودجه تحول آفريده و اين نقطه پرگار اميدوارى كسانى ست كه نگران فرداى ايران و وراى آن نگران آينده زمين هستند. نگران ايران از اين باب كه بايد دولتش كوچك ، اقتصادش شفاف و متكى به بخش خصوصى شود و نگران مادر زمين كه بايد بكوشيم تبش را پايين آوريم و بدست خود نسلهاى فردا را در منجلابهاى زيست محيطى گرفتار نكنيم.

داود مبارکی_ 17آذر95

پاسخ دهید
نشانی پست الکترونیک شما محفوظ خواهد ماند - وارد کردن نام، پست الکترونیک و وبلاگ اختیاری است

 
نام
پست الکترونیک
وبلاگ
کليه حقوق اين سايت متعلق به وبسايت خبري-تحليلي گیلان نو مي باشد و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.