صفحه نخست | سیاسی | اجتماعی | اقتصادی | ورزشی | تماس با ما | پیوندستان | درباره ما
محمدرضا قنبری
دکتر روهام قلیچی
داود مبارکی
ایمان رنجکش
حمید منصوری
صاحب مقصودی
بهنیا ثابت رفتار
محمدرضا ربانی
کدخبر:
22176
تاریخ انتشار:
۳۰ تیر ۹۵
چاپ
0 نظر
چاپ
نام نویسنده
:
آرش شعاع شرق

اختصاصي/گيلان نو: استاد احمد سيگارچي صومعه سرايي ازجمله سنتورنوازان چيره دست گيلان و ايران بود که حدود نيم قرن از عمر خود را صرف يادگيري و آموزش موسيقي در گيلان کرد.

به گزارش گیلان نو، این استاد ارزنده گیلانی پس از 72 سال زندگی سر انجام در 2مرداد1394  در منزل شخصی خود از دنیا رفت.

زنده یاد سیگارچی حدود چهارسال قبل از فوت اش، نوار کاستی که حدود بیست سال قبل تر از رادیو جمهوری اسلامی پخش شده بود را در اختیار اینجانب قرار داده و وصیت کرده بود که متن کامل آن را در یکی از نشریات منتشر کنم که بنا به دلایلی این امر میسّر نشد.

قرار بر این بود که صوت موجود در مراسم چهلمین روز زنده یاد سیگارچی بر سر مزارش پخش گردد، که باز این امر امکان پذیر نشد. بار دیگر قرار بود بصورت لوح فشرده در مراسمی که خانه هنرمندان ایران در اسفند 1394 در تهران برگزار کردند توزیع گردد، که این موضوع نیز به دلیل برخی ناهماهنگی ها صورت نپذیرفت، تا اینکه اکنون به بهانه یکمین سالگرد درگذشت آن استاد ارزنده، بخش های کلی و مهم آن را برای خوانندگان گیلان نو منتشر می کنیم.

جا دارد از سرکار خانم «زینب شهبازپور»  خبرنگار خوب گیلانی که در پیاده کردن این صوت به یاری ام شتافت تشکر ویژه ای داشته باشم./ آرش شعاع شرق

متن رادیو جمهوری اسلامی به شرح ذیل است:

اینبار از خطه گیلان با شما صحبت می کنیم از هنرمند گیلانی و خطه گیلان باشما صحبت میکنیم.

اینبار از احمدسیگارچی هنرمند گیلانی سخنی با شما داریم. هنرمندی که در 8 فروردین 1322 در شهر صومعه سرا بدنیا آمد.

تحصیلات ابتدایی خود را در همان شهر به پایان رسانید.وی در خرداد 1336 با  تک لوله ای شکسته که خود ساخته بود به تمرین فلوت پرداخت.

در سال 1339 نوازندگی مقدماتی سنتور را نزد داریوش علیزاده که از نوازندگان رادیو گیلان بود آغاز کرد .

این هنرمند گیلانی در سال 1329 پس از اتمام کلاس سوم متوسطه در کلاس های موسیقی تهران به یادگیری نت و اصول موسیقی ایران مشغول گردید .

احمد در مهرماه 1339 کوشش بسیار نمود تا موسیقی را بصورت اکادمیک در یکی از هنرستان های موسیقی تهران ادامه دهد و از محضر اساتید فن به یاگیری علمی موسیقی نائل شود ولی متاسفانه موفق نگردید و به ناچار به زادگاهش صومعه سرا بازگشت و به تحصیل در  رشته ادبی پرداخت.

 

در طی تحصیلات در اموزش متوسط و دبیرستان با اجرای برنامه هایی در جشن ها و مراسم های ملی بارها مورد تشویق اولیا دبیرستان و روسای اموزش پرورش شهر خود قرار گرفت.

پس از اتمام تحصیلات متوسطه و اخذ دیپلم در رشته ادبی جهت گذراندن دوره سپاهی به مراغه اعزام گردید و در اردیبهشت 1342 بعنوان سپاهی دانش دوره سوم در روستای لاهیجان به تعلیم نونهالان همت گماشت.

در دوره مقدماتی در مراغه با اجرای برنامه های هنری در باشگاه افسران و ستادلشکر مراغه موسیقی گیلانی را به هموطنان ایرانی عرضه داشت و کم وبیش در برنامه های جوانان و هنگام خدپت سپاهی در لاهیجان بارها مورد تقدیر قرار گرفت.

بارها در این سالها مورد تشویق فرماندار و فرهنگ و هنر گیلان قرار میگرفت و در همان سال برنامه هایی نیز در رادیو گیلان اجرا میکرد.

در مهرماه 1344 بعنوان اموزگار سپاهی به بندرعباس اعزام گردید و در مدت کوتاهی با اجرای برنامه های هنری به شهر بندرعباس منتقل و در دانشسرای  آن شهر بعنوان دبیر موسیقی به خدمت ادامه داد.

در طول سالهای 44 و 45 بود که با عود این ساز اصیل ایرانی اشنا شد و نوازندگی عود را با تبهر خاص آموخت.

پس از آن در سال 1346 به گیلان منتقل شد و در رادیو و تلوزیون رشت به اجرای اهنگ های محلی و موسیقی اصیل ایرانی مشغول گردید و با اجرای اهنگ هایی از ساخته خود در حفظ و اشاعه موسیقی گیلان کوشش بسیار نمود.

احمد در سال 51ازدواج کرد ثمره این ازدواج دختری ست بنام افسانه. متاسفانه در ازدواج اول پس از دو سال شیرازه این زندگی از هم گسیخت.

در سال 53 احمد باری دیگر با دختردلخواهش ازدواج نمود که از این ازدواج دو فرزند به یادگار گذاشت.(1)

در این سالها به علت تغییراتی که در زندگی این هنرمند پیدا شد. آثاری چون آشتی با عشق،پاییز ومن، خلگوشه خانه و نازارا از معدود ساخته های اوست.

چند کلمه ای صحبتی داریم با استاد سیگارچی در مورد موسیقی و سازهایی که مینوازند .

باتشکر و سپاس از الطاف شما،سالهاست که ساز میزنم. از کودکی زمانی که با (تک لوله ای)فلوتی شکسته کار آغاز کردم. با ابتکاراتی که داشتم آن زمان یک سازی ساختم و امروز یک ساز فنی است ولی چون عاشق و شیفته بودم با همان ساز خارج سعی میکردم صداهای درستی در بیاوردم و آهنگ های معروف و متداول آن زمان را با آن فلوت میزدم.

با روح سرکشی که در زمینه موسیقی داشتم بعد از تحصیلات سیکل اول به تهران آمدم و در کلاس های موسیقی "پاراتات" که در امیریه بود از محضر اساتید آن زمان بهره بردم.

کلا تا همین لحظه از مطالعه و جستجو وکنجکاوی یه طرف چون موسیقی دریای بسیار پهناوری است که من هنوز خود را در موج های اولیه آن میدانم چون به قول معروف ؛

تا بدانجا که رسید دانش من /که بدانم همین که نادانم

و همین سنتور و فلوت که میتوانم بزنم که یک آهنگساز یک شاعر یک هنرمند.. هیچگاه نباید تصور کند به حد عالی رسیده است.

هر هنرمندی که حس کند به اوج رسیده است از نظر و دیدگاه من زمان مرگ او فرارسیده است .هنر آنقدر وسعت دارد که اگر از زمان روز اول تولد شروع کند تا زمان مرگ آن را دنبال کند باز هم دیگری است که به هنر انسان تکامل می بخشد.

یکی از علت هایی که موسیقی ما به آن حد پیشرفت قابل توجه نرسیده است آن است که در اثر توجه و سلیقه پادشاهان و افراد ذینفع دچار تزلزل و ناهماهنگی ها شده است.

یعنی یک  دوره زمانی بوده است که هنرمندان موسیقی به کنار خیابان برای گدایی میرفتند و یک زمانی ارزش داشته است.

و علت تکامل موسیقی غربی یا عربی این است که هرگز موسیقی ها آنها تحت تاثیر سلیقه پادشاهان و کسی نبوده است.

یعنی منی که  هر قرن به قرن موسیقیدان بعدی در احیای موسیقی دان قبلی به تکامل بخشیدم موسیقی موسیقیدان قبلی قدم برداشته است.از این لحاظ است که موسیقی آنها در حد بسیار عالی بوده است.

موسیقی ما هم در حد خوبی است چون از ریشه موسیقی ما غنی بوده است و موسقیدانان ما کتابهای زیادی نوشته اند(چنان که هدهدها در احوال موسیقی ایرانی، حتی بزرگترین موسیقی دانان دنیا موسیقی خود را از ما برداشته اند منتهی ما به علت هایی چون نداشتن (موسیقی، یعنی سرود) سوای موسیقی و شاید سینه به سینه به هنرمندی منتقل نمی کرده شاید این هنر در خودش دفن می شد.

ولی موسیقی ما دچار نوسانتی شده ولی کلا چون خورشید زیر ابر نمی ماند و موسیقی ما دارای ریشه غنی است موسیقی دانان بزرگی داشتیم مثل ابونصرفارابی که یکی از بزرگترین موسیقدانان دنیا بوده است و کتاب های زیادی نوشته است و آثارش در تمام کنسرت های خارج بصورت زبان های مختلف ترجمه اجرا و تدریس میشود ولی من خوشحالم که در موسیقی توانستم گام هایی بردارم برای زنده نگه داشتن موسیقی هرچند که من وسیله ای بیش نیستم  و یکی از شاگردان کوچک موسیقی ایران هستم .

چون موسیقی ما انقدر غنی است که عمر آدمی به شناسایی آن قد نمی دهد و امیدوارم تا موقعی که زنده هستم از مطالعه و تلاش و تمرین باز نایستم تا بتوانم وظیفه و رسالتی که یک هنرمند دارد ادا شود.

جناب آقای سیگارچی! ازآنجایی که شما از فرهنگ غنی موسیقی آگاهی و اطلاع کافی دارید در این زمینه به دوستداران موسیقی سنتی موزیک چه توصیه ای دارید؟ آیا فقط از راه گوش یاد بگیرند یا اینکه بهتر درک کنند احساسات درونی را توسط پنجه یا آرشه یا متد مختلفی که ارائه کننده بهتر احساسات هنرمند است نشان دهند؟ به چه طریق میتوانند به قول فرمایش جنابعالی از طریق ارثی یا سینه به سینه حفظ کنند؟

من خودم را شایسته این نمیدانم در مورد کار بزرگ موسیقیدانان بزرگمان اظهار نظر کنم. ولی کلا همانطور که میدانید موسیقی مشرق زمین از نظر اجرای نت بسیار مشکل است حتی موسیقیدانان بزرگ دنیا در ارتباط با این ریزه کاری های موسیقی مشرق زمین، بخصوص ایران زمین عاجز ماندند.(2)/پایان پیام.

 

1-    این مصاحبه در سالهای نخست انقلاب _از صدا و سیمای مرکزجمهوری اسلامی ایران منتشر گردید. پس از آن تاریخ، استاد سیگارچی صاحب دو فرزند دیگر نیز شد.

2-     به دلیل حفظ امانت و رعایت اخلاق حرفه ای خبرنگاری و خبرنویسی، افعال این نوشته به  همان صورت موجود نوشته و به صورت «ماضی» تغییر داده نشد.


















پاسخ دهید
نشانی پست الکترونیک شما محفوظ خواهد ماند - وارد کردن نام، پست الکترونیک و وبلاگ اختیاری است

 
نام
پست الکترونیک
وبلاگ
کليه حقوق اين سايت متعلق به وبسايت خبري-تحليلي گیلان نو مي باشد و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.